close
تبلیغات در اینترنت
چرا پانزدهمین ارتش دنیا مقابل پهپادهای آمریکایی از …
loading...

منو عشقم

چرا پانزدهمین ارتش دنیا مقابل پهپادهای آمریکایی از … چرا پانزدهمین ارتش دنیا مقابل پهپادهای آمریکایی از … بر اساس اطلاعات منتشر شده توسط سازمان سیا و کتابخانه کنگره آمریکا و برآورد آنها در سال ‌2011، پاکستان از نظر توان نظامی در رده پانزدهم قدرت‌های نظامی جهان قرار دارد. بر اساس اطلاعات عنوان شده از سوی سازمان اطلاعات مرکزی (سیا) و کنگره آمریکا، پاکستان که جمعیت آن ‌187 میلیون و 342 هزار نفر است، هم‌اکنون دارای 617 هزار پرسنل فعال نظامی است و تعداد نیروهای ذخیره فعال این کشور 515 هزار نفر است. نیروی…

چرا پانزدهمین ارتش دنیا مقابل پهپادهای آمریکایی از …

احسان بازدید : 1 دوشنبه 09 آذر 1394 نظرات ()

چرا پانزدهمین ارتش دنیا مقابل پهپادهای آمریکایی از …

  • چرا پانزدهمین ارتش دنیا مقابل پهپادهای آمریکایی از …

    بر اساس اطلاعات منتشر شده توسط سازمان سیا و کتابخانه کنگره آمریکا و برآورد آنها در سال ‌2011، پاکستان از نظر توان نظامی در رده پانزدهم قدرت‌های نظامی جهان قرار دارد.

    MQ-9_Reaper

    بر اساس اطلاعات عنوان شده از سوی سازمان اطلاعات مرکزی (سیا) و کنگره آمریکا، پاکستان که جمعیت آن ‌187 میلیون و 342 هزار نفر است، هم‌اکنون دارای 617 هزار پرسنل فعال نظامی است و تعداد نیروهای ذخیره فعال این کشور 515 هزار نفر است.

    نیروی زمینی پاکستان دارای 2640 دستگاه تانک، 4620 دستگاه نفربر، 1086 عراده توپ کششی، 595 عراده توپ خودکششی، ‌200 سامانه پدافند موشکی، 3200 خمپاره‌ انداز، 3400 سامانه ضد تانک، 2500 سامانه پدافند هوایی و 11500 وسیله نقلیه لجستیکی است.

    نیروی هوایی این کشور نیز دارای 1414 فروند جنگنده و هواپیما، 535 فروند هلیکوپتر و 148 فرودگاه عملیاتی است.

    نیروی دریایی پاکستان نیز دارای یازده فروند کشتی، دو بندر، ‌5 زیر دریایی، 15 قایق نظامی گشت زنی، 11 ناوچه، یک ناوشکن و یک قایق‌ جنگی خشکی آبی است. اما نیروی دریایی این کشور دارای ناو هواپیمابر نیست.

    بودجه نظامی پاکستان در سال ‌2011، شش میلیارد و 410 دلار بوده است.

    خدمت در ارتش پاکستان داوطلبانه و بر اساس خدمت وظیفه عمومی غیر اجباری است.

    * «آی. اس. آی» و تعریف هوش استراتژیک ارتش

    سازمان «آی. اس. آی» به عنوان بخش اطلاعات ارتش پاکستان که به اردو «پاک فوج» نامیده می شود در سال 1947 میلادی با فلسفه جهادی شکل گرفت. این سازمان هوش استراتژیک ارتش را تعریف و هدایت می کند.

    ارتش پاکستان با فلسفه جهاد از زمان تشکیل در چهار جنگ با هند و چند درگیری مرزی با افغانستان شرکت داشته ‌است. این ارتش در جریان نزاع اعراب و اسرائیل نیز از اعراب پشتیبانی کرد.

    ارتش پاکستان از سال 1947 بر اساس سیاست جهادی فعالیت خود را در افغانستان و هند با هدفی مشخص آغاز کرد.

    هدف این ارتش این بوده است که یک دولت دست نشانده در افغانستان روی کار بیاید و مسیر آسیای مرکزی بر اساس منافع پاکستان باز باشد، اما افغانها به سادگی زیر بار این امر نمی‌روند.

    موضوع دیگر این است که افغانستان خط مرزی «دیورانت» را به رسمیت نمی‌شناسد و تاکنون هیچ دولتی در این کشور حاضر نشده است در این مورد بحث کند، چرا که معتقد هستند که این خط زمان استعمار انگلستان در هند بوده و باید پس از پایان استعمار مناطق پشتون و بلوچ نشین به افغانستان باز گردد و ساکنین این مناطق بر اساس همین حس ملی‌گرایی خود حاضر نشده‌اند که زیر بار این امر بروند و همواره برای دولت پاکستان در این مناطق مشکل ساز بوده‌اند.

    بنابراین ارتش پاکستان هدف استراتژیک خود را با فلسفه جهادی در افغانستان و هند همچنان دنبال می‌کند.

    *بررسی نقش و فلسفه وجودی سازمان آی. اس. آی

    «آی. اس. آی.» یعنی دسـتگاه اطلاعاتی نظامی پاکسـتان که نقش مؤثری را در پیش‌برد «جنگ آزادی» کشـمیرِ هند، «جنگ مقاومت» افغانها در سـال‌های حضور نظامی شـوروی در افغانسـتان و تشـدید اختلافات و تقابل میان گروه‌های قومی و مذهبی در درون پاکسـتان ایفاء کرده و تاکنون نیز درآن این نقش ادامه دارد.

    ارتش پاکسـتان از نیرومند ترین نهاد‌های آن کشـور بوده و نقش اسـاسی و کلیدی را در حیات سـیاسی ـ اجتماعی پاکسـتان همواره ایفا می‌کند.

    با نگاهی به تاریخ نزدیک به نیم قرن موجودیت پاکسـتان، متوجه می‌شویم که ارتش در بیشـترین سـال‌های حیات نیم قرن پاکسـتان قدرت دولتی را در دسـت داشـته و مسـتقیما کشـور را رهبری کرده و در مقطع زمانی که مستقیما در راس دولت نبوده نیز به عنوان یک قدرت بالقوه و غیر مسـتقیم در رهبری کشـور نقش داشته  اسـت.

    ارتش پاکسـتان بعد از درگذشـت «محمدعلی جناح» در سـال 1943 و «لیاقت علی» در سـال 1951 نقش برجسـته ای در تحولات سـیاسی و نظامی آن کشـور ایفاء کرده اسـت.

    بسـیاری از روسـای جمهوری پاکسـتان در این نیم قرن نظامیانی بوده‌اند که از طریق کودتا دولت‌های حاکم و انتخابی را سـاقط و خود به قدرت رسیده‌اند.

    «ژنرال ایوب خان» تا سـال‌های شصت، «ژنرال یحیی خان» تا اوایل دهه هفتاد، «ژنرال ضیاءالحق» از سـال 1977 تا اواخر دههء هشـتاد و «ژنرال پرویز مشـرف» که از سـال 2001 در راس قدرت دولت بوده‌اند.

    با وجود آنکه در پاکسـتان احزاب نیرومند سـیاسی و مذهبی فعالیت دارند ولی به عقیده اکثر کارشـناسـان مسـایل پاکسـتان « وجود احزاب سـیاسی ـ مذهبی پاکسـتان به صورت پوشـشی به ظاهر قانونی برای انجام خواسـته‌های ارتش بوده است.» در واقع در پنجاه سـال گذشـته ارتش به کمک شـبکه اطلاعاتی خود بنام آی. اس. آی. که قدرتمند ترین بازوی اجرایی سـیاسـت‌های ارتش اسـت، دموکراسی و احزاب سـیاسی را تحت کنترل دارد و رهبران احزاب و سـیاسـتمداران این کشـور را گزینش می‌کند.»

    «ژنرال ایوب خان» در نتیجه سـیاسـت نظامیگری خود 2 بار ارتش پاکسـتان را به درگیری با هند بر سـر مساله کشـمیر وارد سـاخته و «ژنرال یحیی خان» در سـال 1971 بر سـر مساله بنگال شـرقی، ارتش پاکسـتان را به خاطر حل مسئله از طریق نظامی، با هند وارد جنگ سـاخت که پیامد آن شـکسـت پاکسـتان در جنگ و ایجاد کشـور مسـتقلی بنام بنگلادش بود.

    از ین پس بود که پاکسـتان در استراتژی نظامی خود تاکتیک جدیدی را به کار گرفت و آن این بود که به جای رویارویی مسـلحانه نظامی به ایجاد گروه‌های تروریستی از مسـلمانان افراطی تحت نام‌های « سـپاه صحابه » و « حرکت الانصار » در کشـمیرِ هند، جنگ جدیدی را برابر هند آغاز کرد که رهبری آن را «آی. اس. آی.» بر عهده داشت و تا کنون نیز ادامه دارد.

    همچنین ایجاد شـبکه‌های از گروهای‌های افراطی برای تشـدید اختلافات مذهبی در داخل پاکسـتان میان شـیعیان و سـنیان و مسـلمانان و غیر مسـلمانان نیز از این گونه فعالیت‌های جدید این سازمان بود.

    *آی. اس. آی. و جنگ افغانسـتان

    پس از کودتای 1974 و روی کار آمدن دولت جمهوری به رهبری «داود خان» در کابل، سـیاسـت اسلام آباد در قبال افغانسـتان تغییر کرد و نقش آی. اس. آی. در مسـایل مربوط به افغانسـتان پررنگ تر شد،‌ چرا که پاکسـتان، تحولات سـیاسی به وجود آمده در افغانسـتان را زنگ خطری برای خود تلقی می‌کرد بر همین اساس سازمان آی. اس. آی در این عرصه فعال‌تر و اقدامات تخریبی در افغانسـتان را سر لوحه فعالیت‌های خود کرد. از جمله این اقدامات، هدایت و تجهیز گروها و سـازمان‌های سـیاسی مذهبی افغان بود که برخی از رهبران و فعالان آنها نیز از بیم تعقیب حکومت جدید کابل به پاکسـتان فرار کرده بودند.

    همزمان در پاکستان «ذوالفقار علی بوتو» در راس حکومتی قرار داشـت که در نتیجه آراء مردم در انتخابات عمومی سـال 1971 بر راس کار آمده بود.

    اسلام آباد برای هدایت استراتژی خود در افغانستان « ژنرال نصرالله بابر» که در آن زمان والی ایالت صوبه سـرحد بود را مسئول هدایت فعالیت‌های تخریبی پاکسـتان در افغانسـتان کرد تا به صورت غیر مسـتقیم هدایت مسـایل سـیاسی و اطلاعاتی افغانسـتان از سوی دولت پاکسـتان صورت بگیرد.

    در سـال 1974 نصرالله بابر پالیسی به کمک سازمان آی. اس. آی رهبران و فعالان مخالف دولت افغانسـتان را در پاکسـتان پناه داد و از نظر مادی و نظامی آنها را تامین کرد.

    دولت «بوتو» با این اقدامات تلاش می‌کرد تا با ایجاد فشـار بر دولت جدید کابل از اقدامات احتمالی افغانستان علیه پاکسـتان در رابطه به خواسـت دیرینه پشـتون‌ها و بلوچ‌های آن سـوی مرز «دیورانت» برای حق تعیین سـرنوشـت به دسـت خودشـان جلوگیری کند.

    اما سرنوشت داودخان طور دیگری رقم خورد و شرایط به نفع پاکستان پیش رفت و پیش از آن که مذاکرات اسلام آباد و کابل با میانجیگری تهران به نتیجه برسد، دولت جمهوری کابل با قیام افسـران و سـربازان ارتش در سـال 1979 سقوط کرد و این شرایط این فرصت را به پاکسـتان داد که به مداخلات صریح و گسـترده نظامی و سـیاسی خود در امور افغانستان بپردازد.

    همزمان با روی کار آمدن دولت جدید به رهبری حزب دموکراتیک خلق در افغانسـتان، در پاکسـتان و در نتیجه کودتای «ژنرال ضیاءالحق» بار دیگر قدرت دست نظامیان و ارتش افتاد.

    ژنرال ضیاء با به قدرت رسـیدنش یک اسـتراتژی وسـیع و همه جانبه نظامی را پیش گرفت که هدف آن تبدیل پاکسـتان به یک قدرت بزرگ نظامی در منطقه با هدف مقابله با هند و افغانسـتان بود. در این زمان بود که نیروی نظامی شـوری سابق، افغانسـتان را اشـغال کرد. در پی از این اتفاق، اسلام آباد نگران از این که شوروی سابق برای رسیدن به آرزوی دیرینه اش که همان رسیدن به آب‌های آزاد بود از مرزهای افغانسـتان وارد پاکستان شود. بر همین اساس ضیاءالحق برای مقابله با خطر کمونیسم روی ارتش (به ویژه سازمان آی. اس. آی) و احزاب مذهبی پاکسـتان متمرکز شد.

    تجاوز شـوروی به افغانسـتان فرصت اسـتثـنایی را برای حکومت پاکسـتان به وجود آورد که در سـطح بین المللی و منطقه نزد غرب به منظور مقابله با کمونیسم و نزد اعراب به عنوان دفاع از اسـلام،کسـب موقعیت کند.

    بر همین اساس آی. اس. آی باید به عنوان هوش نظامی اسـتراتژی پاکسـتان برابر وضع جدید ناشی از حضور نظامی شـوری در افغانسـتان را طراحی می‌کرد.

    آی. اس. آی با استفاده از 2 حزب سـیاسی مذهبی پاکسـتان «جماعت اسـلامی پاکسـتان به رهبری قاضی حسـین احمد» و «جمعیت العلمای اسـلام به رهبری مولوی سـمع الحق» توانست بیشـترین نفوذ را بر احزاب بنیادگرای افغانی مانند «حزب اسـلامی گلبدالدین حکمتیار»، «جمعیت اسـلامی برهان الدین ربانی» و «حزب اسـلامی رسـول سـیاف» داشـته باشـد.

    آی. اس. آی. که در آن زمان از سوی «ژنرال اختر عبدالرحمن» از دوسـتان نزدیک ضیاء الحق رهبری می شد، سـازماندهی «جنگ مقاومت» با نام «جهاد» علیه اشـغال افغانسـتان را بر عهده گرفت.

    از دیدگاه نظامیان پاکسـتان و شـخص ضیاءالحق، افغانسـتان به دلایل زیادی دارای نقش تعیین کننده در اسـتراتژی نظامی پاکسـتان داشت، زیرا،

    پاکسـتان از بدو تاسـیس به عنوان یک دولت مسـتقل همیشـه مقابل کشـور رقیب هند از توانایی کافی در رویارویی نظامی برخوردار نبوده است. نگاهی به موقعیت جغرافیایی پاکسـتان نشـان می‌دهد که این کشـور نه تنها به لحاظ مرزهای آبی و دریایی به شـدت مقابل هند به عنوان بزرگترین دشمن خود آسـیب‌پذیر اسـت، همچنین این کشور در مرزهای شـرقی خود نیز برابر هند از یک موقعیت نامتناسـب به لحاظ نظامی رنج می‌برد، بر همین اساس است که به عقیده نظامیان پاکسـتان اشـغال غیر رسـمی افغانسـتان و اسـتقرار یک دولت دسـت نشـانده در کابل می‌تواند تا حدودی این نقص را برطرف کرده و به ارتش پاکسـتان کمک کند تا هنگام وقوع یک جنگ احتمالی با هند، از مزایای چنین دولتی در افغانسـتان بهره بگیرد و از جانب دیگر از این نگرانی نیز برای همیشـه فارغ باشـد که افغان‌ها دیگر تهدیدی برای پاکسـتان در رابطه به مسـایل مرزی و پشـتون‌های سـاکن در امتداد این مرز نخواهند بود.

    پاکسـتان با قرار داشـتن بین هند (رقیب نیرومند به لحاظ نظامی) و افغانستان ( دارای ادعای مرزی با پاکستان که اگر دولت قدرتمندی داشته باشد می‌تواند در کنار هند مشکل جدی برای اسلام آباد باشد.) که می‌توانند تهدیدی جدی برای پاکستان تا مرز تجزیه باشند، قرار دارد بر همین اساس هیچ گاه احساس امنیت نکرده است.

    بنابراین نظامیان پاکسـتان در جریان « جنگ مقاومت» افغان‌ها به این نتیجه رسـیدند که باید «جهاد کبیر» به راه بیاندازند و در عین حال نیز از کمک‌های ایالات متحده آمریکا تا عربسـتان سـعودی و سـایر کشـورهای غربی استفاده کنند.

    پس از خروج نیروهای شـوروی از افغانسـتان نیز این سیاست دنبال شد. تا اثرات آن در مناطق دیگر و به ویژه در کشـمیر تحت سـلطه هند و کشـور های دیگر باقی بماند.

    بر همین اساس بود که در این دوران آی. اس. آی. سعی می‌کرد تا از مجاهدین در ایجاد نا آرامی‌ها در جمهوری‌های آسـیای میانه شـوروی استفاده کند.

    به علاوه به منظور ایجاد بنیاد ایدئولوژیک برای حکومت خود، ژنرال ضیاء تلاش کرد تا شـرایط مادی و معنوی را برای فعالیت‌های جماعت اسـلامی، که آنرا پشـتیبان اصلی در تحقق اسـتراتژی های نظامی خود می دانست، فراهم کند.

    در همین زمان بود که این حزب سـطح نفوذ خود در کشـور را گسـترش داد و  به پایه ایدیولوژیک حکومت ضیاءالحق تبدیل شد.

    این حزب و جمعیت علمای اسـلام و سـایر احزاب مذهبی پاکسـتان از زمان حکومت ضیاءالحق بیش از 25 هزار مدرسـه دینی را که در آن به طلاب 6 تا 16 سـاله تعلیم مذهبی داده می‌شـد، با پول عربسـتان سـعودی و سـایر کشـورهای عربی ایجاد کردند که مقر اصلی تامین نیروی نظامی آی. اس. آی. برای آموزش عملیات تروریستی در مقابله با هند با نام  «جنگ آزادی» برای کشـمیر و اعزام آنها برای فعالیت‌های تخریبی در آن سـوی دریای آمو تبدیل شد.

    در دهه هشـتاد میلادی بود که آی. اس. آی. همزمان با حضور در جنگ تمام عیار مجاهدین علیه شوروی سابق،‌با ایجاد سـازمان‌های چون « سـپاه صحابه » و « حرکت الانصار » سـعی می‌کرد مقاومت و جهاد  مسـلمانان کشـمیر هند را نیز هدایت و آتش جنگ‌های چریکی را با استفاده از جهادگرانی از مسـلمانان افراطی «افغان و عرب» شعله ور نگاه دارد و با ایجاد حوادث خونین بمب‌گذاری و ترور شخصیت‌های مهم گسـترش بدهد، و به این شکل دولت هند را زیر فشـار قرار بدهد تا به  آزادی کشـمیر  تن دهد.

    *وظیفه سازمان آی اس. آی پس از خروج نیروهای شـوروی از افغانسـتان

    احزاب مذهبی پاکسـتان که اهرم اصلی دخالت و بهره برداری اسـلام‌آباد از اوضاع افغانسـتان بوده‌اند، پس از ارتش دارای بیشـترین نفوذ در تصمیم گیری‌های دولت در مسـایل داخلی و منطقه هستند.جماعت اسـلامی پاکسـتان پشـتیبان اسـاسی حرکت بنیادگرای افغانی در تشـکیل دولت به رهبری مجاهدین بوده‌اند. پس از آنکه نیروهای نظامی شـوروی از افغانسـتان خارج شدند، نیروهای مجاهدین که در بین آنها صدها جنگجوی عربی و نظامیان ارتش پاکسـتان حضور داشتند در زمان رهبری «ژنرال حمید گل» در آی. اس. آی وارد جنگ با دولت «نجیب الله» شدند، اما  این جنگ به شـکسـت مجاهدین منجر شد.

    *پیدایش گروه طالبان در افغانسـتان

    طالبان در 23 مهر با تصرف منطقه مرزی «اسپین بولدک» در ولایت قندهار در سال 1373 توجه جهانیان را به خود جلب کرد و پس از 2 سال یعنی در ششم مهرماه 1375 کابل پایتخت افغانستان را به اشغال خود درآورد.

    این گروه در بدو ورود خود با بی تفاوتی نسبت به دیدگاه های جهانی نظم جدیدی را در افغانستان پایه گذاری و تحمیل کرد.

    «ویلیام میلی» در کتاب خود با عنوان «افغانستان، طالبان و سیاست های جهانی» نوشت: طالبان همزمان با اولین حضورشان مورد حمایت شدید “بی نظیر بوتو” قرار گرفت.

    بر  اساس این نظریه بود که گفته شدبی نظیر بوتو رقیب سـرسـخت نواز شـریف و حزب مسـلم لیگ که از مجاهدین پشـتیبانی می‌کرد، برای اولین بار در صحنه سـیاسی افغانسـتان کارت طالبان را به بازی گرفـت. این بار نیز نصرالله بابر بود که به دختر بوتو یعنی بی‌نظیر نخسـت وزیر پاکسـتان خط داد که چه کند.بابر در ایجاد گروه طالبان به رهبری «ملا عمر»، سـهم بسزایی داشـت. وی در راس سازمان آی. اس. آی و در همکاری نزدیک با جمعیت العلمای پاکسـتان به عنوان حزب طرفدار بوتو به سـازماندهی و هدایت طالبان به سمت افغانسـتان پرداخت.

    آی. اس. آی از بین طلبه‌های مدارس دینی مربوط به آن حزب که رهبری آن در دسـت «مولانا سمیـع الحق» است، برای گروه طالبان نیروی نظامی جذب کرد.

    طالبان گروهی به رهبری تعدادی از مجاهدین با سـابقه نظامی بودند که به شکل غیر مستقیم از سوی  آی. اس. آی. برای یک بازی سـیاسی نظامی در صحنه افغانسـتان به خدمت گرفته شـدند.

    پاکسـتان قصد آنرا داشـت که در افغانسـتان دولتی پدید آید که هرگز با کشـورهای روسـیه و هند از در دوستی درنیاید و برای پاکسـتان نیز خطری نباشد.

    طالبان در زمان حاکمیت بر افغانستان مناسـبات خود با هند را قطع کرد و روسـیه را نیز به گسـترش جهاد در منطقه آسـیای میانه تهدید کرد.

    دراین دوران گروه‌ها و افراد وابسـته به سـازمان‌های افراطی جهان عرب مانند القاعده اجازه یافتند تا در نقاط مختلف افغانستان مستقر شده و فعالیت کنند.

    *حادثه 11 سپتامبر و تغییر موضع پاکستان به خواست آمریکا

    پس از حادثه 11 سـپتامبر، موضعگیری پاکسـتان برابر افغانسـتان و هند تغییر کرد و دولت نظامی پاکسـتان به رهبری «ژنرال مشـرف» در مقابله با تروریسم و تعقیب و باز داشـت تروریسـت‌های شـبکه القاعده و سـران طالبان با ارتش ایالات متحده آمریکا در منطقه همکاری کرد.

    بعد از کودتای پرویز مشرف در سال 1999علیه دولت قانونی نواز شریف، کنگره آمریکا ارائه کمک‌های اقتصادی و نظامی به پاکستان را قطع کرد،‌ اما پس از 11 سپتامبر، به سبب همراهی پاکستان با آمریکا در مقابله با تروریسم، دولت بوش تحریم‌های اعمال شده علیه پاکستان را لغو کرد و کمک‌های اقتصادی و نظامی خود را از سر گرفت.

    آمریکا، یک مجموعه کمک پنج میلیارد دلاری به پاکستان ارائه کرد و قرار شد طی پنج سال این کمک به بخش‌های اقتصادی و نظامی پاکستان داده شود. در واکنش به کمک‌های آمریکا، مشرف به طرق مختلف از جمله به کارگیری زور در سرکوب مقاومت‌ها و خشونت‌ها در مناطق قبیله‌ای و نیمه خودمختار حاشیه مرزی با افغانستان، نظر مثبت و تایید آمریکا را کسب کرد.

    «دیک چنی» به پاکستان سفر کرد و تلاش کرد مشرف را به سرکوب شدیدتر القاعده، طالبان و نیروهای تند مذهبی که در مناطق مرزی پناه گرفته بودند، وادار سازد. حمله به مسجد لعل را نیز می‌توان در همین راستا دانست.نکته قابل توجه در این بخش این است که دولت پاکستان و ارتش، برای تحقق مشروعیت بین‌المللی خود در پی توسعه روابط با آمریکا هستند، اما ارتش به لحاظ پیوندهای محرمانه خود با عرب ـ افغان‌ها در گذشته و طالبان (امروز)، همچنان در مظان اتهام است.

    *چرا پانزدهمین ارتش دنیا مقابل پهپادهای آمریکایی از ملت خود دفاع نمی‌کند؟

    آمریکا نخستین کشوری است که به استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین با قابلیت حمل موشک برای از بین بردن مظنونان شورشی پرداخت.استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا علیه شورشیان که پس از حملات یازدهم سپتامبر سال 2001 آغاز شد و در آخرین سال ریاست جمهوری جرج دبلیو بوش رئیس جمهور سابق آمریکا افزایش یافت، در دوره ریاست جمهوری اوباما تشدید شده است.

    «دایره روزنامه‌نگاری پژوهشی» (Beaureu of Investigative Journalism) که مقر آن در لندن است، فوریه 2013 میلادی گزارش داد، کشور پاکستان از سال 2004 میلادی تاکنون 366 بار هدف حملات پهپادهای آمریکا قرار گرفته است .بر اساس این گزارش، بیش از 3500 نفر از جمله 884 غیرنظامی در این حملات کشته‌شده‌اند.

    منتقدان و برخی از سیاستمداران برجسته پاکستان، آمار فزاینده تلفات غیرنظامیان در حملات پهپادهای آمریکا را موجب پیوستن افراد به گروه‌های شبه‌نظامی دانسته‌اند.

    مقامات پاکستان بارها درباره حملات هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا به خاک این کشور، هشدار داده و پایان این حملات مرگبار را خواستار شده اند، اما چرا پانزدهمین ارتش دنیا مقابل پهپادهای آمریکایی از ملت خود دفاع نمی‌کند؟ و واکنشی هم نشان نمی دهد؟

    آمریکا با توجه به این که در جنگ افغانستان نتوانست به لحاظ نظامی پیروز شود به پاکستان فشار می‌آورد که دست از حمایت گروه‌های افراطی بردارد.

    حمله هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا به پاکستان و کشته شدن افراد غیر نظامی ارتش پاکستان را تحت فشار گذاشته است، افکار عمومی ارتش پاکستان را زیر سئوال می‌برند که چطور نمی‌تواند از تهاجم نظامی خارجی به تمامیت ارضی کشور جلوگیری کند ارتشی که این همه هزینه به کشور تحمیل می‌کند، اما هیچ واکنشی به حملات این هواپیماها نشان نمی‌دهد.

    موضوع این است که این ارتش وابسته به آمریکا است و سالانه کمک‌های مالی و نظامی دریافت می‌کند و اگر واکنش نشان دهد این احتمال  وجود دارد که نیروی نظامی آمریکا وارد  کشور ‌شود. مسئله دیگر بحث خروج نیروهای نظامی آمریکا از افغانستان در سال 2014 است، بنابراین اسلام آباد تحت فشار است برای این که جریان افراطی طالبان، القاعده و سایر گروه‌ها این طیف را از وزیرستان شمالی در مناطق مرزی و کوهستانی بیرون کند.

    البته آمریکایی‌ها اهداف خود را دارند، چرا که همین گروه‌ها وقتی در راستای اهداف آمریکا هستند مجاهد نامیده می‌شوند، اما امروز این جریان در مناطقی که منافع آمریکا در خطر است یک خطر محسوب می‌شود، اما می‌توانند بروند در سایر مناطق مثل سوریه، مصر، آسیای مرکزی و یا هر جای دیگری که منافع آمریکا و اروپا در خطر نباشد فعالیت کنند و عملیات‌های ‌انتحاری انجام دهند و مردم را قتل عام کنند.

    واقعیت این است که سازمان القاعده امروز دشمن آمریکا است، اما اگر علیه رقیبان آمریکا بجنگد مشکلی نیست، اگر همین گروهها بروند در چین، آسیای میانه بجنگند، آمریکا مشکلی ندارد. آنها می‌گویند علیه ما که مسیحی و اهل کتاب آسمانی هستیم جهاد نکنید بروید علیه کمونیست‌ها و یا علیه شیعیان جهاد کنید.

    نباید از نظر دور داشت که دولت و ارتش سکولار پاکستان به خصوص سازمان آی. اس. آی برای حفظ موجودیت خود و جلوگیری از تجزیه کشور مقابل دشمنان قدیمی خود سیاست ایجاد گروه‌های افراطی و حمایت از آنها را با تکیه بر ایدئولوژی و مذهب از یک سو و حفظ موقعیت بین‌المللی و استفاده از حمایت‌های آمریکا و غرب از دیگر سو، بازی دو سویه را دنبال می‌کند که بابت آن گاه هزینه‌های سنگینی را می‌پردازد، اما نکته مهم این است که بر اساس این بازی خطرناک پاکستان، امروز منطقه و جهان نیز در این هزینه شریک شده‌اند.

    منبع : militaryparsi.ir

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    آمار سایت
  • کل مطالب : 38
  • کل نظرات : 4
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 3
  • آی پی دیروز : 3
  • بازدید امروز : 28
  • باردید دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 28
  • بازدید ماه : 31
  • بازدید سال : 117
  • بازدید کلی : 475